یونس 13 سال دارد، مبتلا به تالاسمی ماژور است و خنده از لبانش نمی افتد. اما چند ماه قبل، حتی وقتی اسمش را صدا می زدی، به تلخی می گریست!

سه سال پیش به تشخیص پزشک متخصص، قرار شد یونس برای انجام پیوند مغز استخوان به تهران بیاید. پس از پیوند، شش ماه تمام، او فقط دستها را می دید. دستهایی که وارد چادر پلاستیکی می شدند، آب و غذایش را می رساندند و به سرعت خارج می شدند. چادری که نیمی از فضای خانه را گرفته بود. خانه ای در نقطه ای دورافتاده در تهران که پدر یونس به زحمت کرایه کرده بود تا ناگزیر نباشد پسرش را در دوره درمانی فشرده و حساس پس از انجام پیوند، دائما میان تهران و چابهار جابجا کند.

اما فشار هزینه های زندگی در پایتخت، ادامه اسکان این خانواده روستایی را دچار مشکل جدی کرده بود. مدتی بعد، با خیریه ای به نام «خانه آرمان عماد» آشنا شدند که امکان اسکان موقت را برای یونس و مادرش فراهم می ساخت.

این گونه بود که از دغدغه مخارجِ اقامتِ پرهزینه در تهران رها شدند، اما حالا ناگزیر از تردد بین تهران و چابهار بودند و از آنجا که خانواده توان پرداخت هزینه هواپیما را نداشت، هر نوبت حدود 27 ساعت تا تهران و پس از چند روز پیگیری درمانی، 27 ساعت تا چابهار، در اتوبوس می نشستند تا به خانه خود برسند؛ آن هم در حالی که برای کودکی در این شرایط، یک سرماخوردگی ساده در مسیر آمد و شد، می تواند بحرانی بزرگ ایجاد کند. اتفاقی که در مسیر طولانیِ زمینی برای یونس هم افتاد و بدترین آسیب و مخرب ترین تأثیر را بر پیوند او داشت.

در شرایط معمول، یعنی اگر یونس در تهران ساکن بود یا اگر با هواپیما سفر می کرد، مدتی شش هفت ماه یا شاید یک سالپس از انجام این پیوند، مثل اغلب بچه ها می توانست واکسنهای رایج را دریافت کند و به مدرسه برود؛ اما او هنوز بعد از حدودِ سه سال، تاوان اولین سفر زمینیِ چابهار به تهران و تهران به چابهارش را پس می دهد.

هر چند حالا روحیه اش خیلی بهتر شده. چون خانه عماد برای اسکان همچنان در کنار اوست و خیریه سیمرغ تمام سفرهای هوایی او را تقبل کرده است و نیاز به اقامت طولانی مدت در تهران ندارد. اما ماه های نخست که پیوندش در اثر آن سفر سخت زمینی صدمه دیده بود، حتی وقتی نامش را صدا می زدی، به تلخی می گریست و اشکهایش امانِ مادر را بریده بود.

کونوسوکه ماتسوشیتا، بنیان گذار برندهایی چون ناسیونال و پاناسونیک می گوید : « گذشته از بزرگی و کوچکی یک شرکت، هر شرکتی برای فعالیت خود نیازمند زمین، سرمایه، منابع و ابزار است. هر چند از نظر قانون این عوامل قسمتی از دارایی شرکت محسوب می شود، اما اصالتا به مردمی تعلق دارند که آنها را جهت استفاده درست و حمایت از جامعه مطلوبشان در اختیار شرکتها قرار داده اند. لذا شرکتها نیز لزوما موجودیتی متعلق به جامعه خود، یعنی یک موجودیت عام هستند و هویتی اجتماعی دارند».

بنابراین «هویت اجتماعی »، جزئی ناگسستنی از هر کسب و کاری است و مثبت بودنِ آن، بقای برند را تضمین می کند. به زبان ساده تر، مردم شرکتهای بزرگ را در زندگی روزمره خود پذیرفته و آنها را به نوعی از آن خود می دانند، مگر آن که احساس کنند ارتباط سودمحور، تنها ارتباط یک شرکت با شهروندان جامعه است و هویتِ اجتماعیِ شرکت صرفا در قامت یک تاجر خلاصه شده است.

واقعیت این است که در روزگاری که وضعیت معیشتی عموم اقشار جامعه چندان مطلوب نیست و طبقه متوسط نیز توان قابل توجهی برای کمک کردن ندارد، خواسته ای شاید ناگفته، اما بسیار قوی در ضمیر مردم پدید آمده است: آنها می خواهند شرکتها را در حل مسائل بغرنج جامعه، نه تنها سهیم، بلکه پیشگام ببینند.

کارشناسان برندینگ و بازاریابی معتبرترین شرکتهای دنیا این موضوع را به خوبی دریافته اند و تلاش می کنند با برگزاری کمپینهای انساندوستانه، هویت اجتماعی خود را به عنوان شرکتهایی مسئولیت پذیر و حمایتگر در ذهن مخاطبان و مشتریانشان دائما تقویت کنند.

مأموریت سیمرغ با نگاهی به همین موضوع، یعنی هویت اجتماعی برند، تعریف شده و تلاش می شود شرکتهای فعال در حوزه سفر را به انجام پروژه های مسئولیت اجتماعی دقیقا در حوزه تخصصی شان – یعنی سفر – ترغیب کند. به امید بهبودی یونس و به امید رسیدن روزی که دیگر هیچ یونسی در این سرزمین، قربانی نداشتن هزینه سفر درمانی نشود؛

و آن روز دور نیست!

شرکت هواپیماییِ آسمان، از همراهان سیمرغ و حامی سفرهای درمانی کودکان.

دیدگاهی بنویسید.

سیمرغ، برند ملی مسئولیت اجتماعی در حوزه سفر

تهران‏، میدان آزادی، اتوبان لشگری، بعد از ایستگاه مترو بیمه، پلاک 31، کارخانه نوآوری آزادی، موسسه خیریه سفرهای سیمرغ

تلفن: 02143049777
ایمیل: info@simorghcharity.ir